عملکرد لژیون

درروز یکشنبه ۲۶/۰۸/۹۲ لژیون کار خود را با آموزش سی دی ایمان جناب آقای مهندس و استادی خانم ملیحه آغاز نمود .

خلاصه سی دی :

اعتقاد من بر این است که نظم در کنگره 60 باید صد مرتبه بیشتر از دانشگاه ، ورزشگاه و غیره باشد به دلیل اینکه افراد دارای بیماری خاصی بوده اند و از نظر افکار و اندیشه تزلزل زیادی دارند و دو شخصیتی هستند.

اینکه چه چیزی وجود دارد که ما را از تعلقات و خواسته های شخصی خود دور می کند و از چیزهایی که دوست داریم دور می شویم . کارهایی که باید انجام دهیم را انجام نمی دهیم ، سختی ها را متحمل می شویم و وقت خود را برای دیگران می گذاریم و چه چیزی باعث شده نیرویی در وجود راهنماها و زحمت کشان کنگره 60 باشد ؟ از نظر ظاهری عقل است اما از نظر حسابگرانه با چه معیاری می خواهید بسنجید ؟ چیزی جز عقل در پس این مسئله نیست و این عشق باعث جنبش و حرکت است و این عشق نشات گرفته از ایمان است . ایمان یعنی تجلی نور خداوند در انسان .

همه ما معتقدیم که روح خداوند در ما دمیده شده است و همه ما جزئی از وجود باری تعالی هستیم ، خداوند در مقابل وجود هستی و خلقت های خود انتظاری از ما ندارد و مانند خورشید است و نور خود را به همه جا می تاباند و به فکر پس گرفتن آن نیست .

تجلی نور خداوند در انسان یعنی : صفات خدا در انسان متجلی می شود . خداوند بخشنده است و کسی که ایمان دارد ، بخشنده است . خداوند رحیم است و کسی که ایمان دارد رحیم است . خداوند محبت دارد و کسی که ایمان دارد محبت دارد و .......

کسانی که ایمان دارند ، انسانهای توانایی هستند . هر کدام از صفت های خداوند در کسانی که ایمان دارند متجلی می شود . تمام صفات خداوند در انسان نهفته است در وجود خداوند مانند اقیانوس است اما برای انسان مانند قطره یا نهر است .

مفهوم دیگر از ایمان ،‌اعتقاد داشتن است . اعتقاد داشتن به خودش ، به انسان ها، به راستی و درستی هر چیزی . سیستم الهی و هستی به این صورت است ، کسی که در سیستم هستی می دهد ، مانند آب زلال است و مانند رودخانه ها جاری هستند و تمام بوستانها از این آب ها بهره می برند و باعث حیات انسانها و گیاهان می شوند از آب رودخانه ها کم نمی شود و همیشه پرآب تر ، زلال تر ، قوی تر و نیرومند تر هستند چون می دهد . انسانی که چیزی نمی دهد مانند حوض آب است و تکان نمی خورد و آب ساکن گنداب و لجن می شود .

ایمان آن چیزی است که شما حاضر باشید از عصاره جان خود بدهید . کسی که ایمان داشته باشد ، سعی می کند تمام زیبایی های وجود خود را به دیگران بدهد و اگر عصاره جان خود را بدهد ، مرتب پرتر می شود . کسی که عصاره جان خود را داد ، ایمان دارد و عاشق است  و ظرف آن پر است و هر چه از طرف خود می دهد ،‌ظرف او پرتر می شود . یعنی : در هستی نمی توانی طوری باشی که ندهی اما بگیری . هیچ کس نمی تواند بگوید من ایمان دارم و عشق دارم اما از عصاره جانم نمی توانم بدهم . این شخص ایمان ندارد حتی اگر ساعت ها به عبادت بپردازد .

(ادامه دارد)

حکایت

هميشه پيش از پاسخ دادن ، مطمئن شويد

سئوال را به خوبي متوجه شده ايد  و

جواب آنرا مي دانيد

!!!

کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست

و لایعقل سوار شد و کنار او نشست

مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و

بعد از مدتی از کشیش پرسید

  پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟

 

کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم

حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است

 

مردک با حالت منفعل  دوباره سرش گرم

روزنامه خودش شد

 

بعد کشیش از او پرسید  تو حالا چند وقت است

که روماتیسم داری؟

 

مردک گفت من روماتیسم ندارم

 

اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است

 

 

 

درس زندگی

دلتون می خواد روش زندگی رو بدونید ؟؟؟

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،
فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...

آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.
اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

حکایت

 

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛

اما خود نیز علت را نمی دانست.

روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید.

به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد.

پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’

آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم.

ما خانه ای حصیری تهیه کرده  ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم.

بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’

پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد.

نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!!

اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’

پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’

(حکایت را در ادامه مطلب بخوانید )

ادامه نوشته

با تشکر از خانم آنی و حضور گرمشان بین بچه های لژیون خانم صدوقی .

با آرزوی بهترینها و سلامتی برای خانم آنی و خانواده محترمشان .

 

عملکرد لژیون

 

در لژیون وادی ها کار می شود و هر هفته یک وادی امتحان گرفته می شود هفته پیش از وادی هشت امتحان گرفته شد .

با تشکر از خانم زیبا که متصدی امور امتحانات داخلی لژیون هستند .

نمونه سوالات وادی هشت را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید .

ادامه نوشته

مصاحبه

 

خانم ملیحه

نام مسافر : امید

آنتی ایکس مصرفی :تریاک و شیشه

با راهنمایی جناب آقای حسین اسدی و خانم شهین صدوقی

سال ورود به کنگره ۱۳۸۸ و مدت رهایی ۸ ماه

با عرض سلام و خسته نباشید ممنون از اینکه به سوالاتم پاسخ دادید .

۱-همسفر یعنی چه ؟ یعنی در یک مسیر حرکت کردن ، همراه بودن ، هم دل بودن

2-یک همسفر چطور میتونه به مسافرش کمک کنه ؟ یک همسفر میتونه با به وجود آوردن آرامش در منزل ، با دلگرمی دادن به مسافر ، با محبت و همدلی راه را برای مسافر هموار کند .

3-شما چه کسی را به عنوان راهنما برای خودتان انتخاب کردید ؟ خانم شهین صدوقی

4-آیا در لژیون فعالیتی داشتید یا فقط تماشاچی بودید ؟ همیشه سعی کردم در جهت آموزشهای کنگره فعالیت داشته باشم .

5-شما علاوه بر فرزندتان مسافر دیگری دارید ؟ بله پسر یکی از دوستانم

6- یک خاطره تلخ از مسافرتان به ما بگویید ؟ زمانی که متوجه مصرف شیشه او شدم و دیدم که یک بار بیهوش در پارکینگ منزل افتاده بود .

7-از چه زمانی متوجه شدید که فرزندتان یک مصرف کننده است ؟ زمانی که اخلاق و رفتارش تغییر کرده بود و روز به روز لاغرتر میشد .

8-چه برخوردی نسبت به این موضوع داشتید؟ اول از خودش خواستم که حقیقت را بگوید ولی او منکر شد من هم با پیگیری های موضوع بالاخذه واقعیت را فهمیدم .

9-آیا قبل از کنگره راه دیگری برای درمان رفته بودید ؟ بله به یکی از مراکز درمان اعتیاد مراجعه کردیم و بی نتیجه بود.

10-با کنگره چگونه آشنا شدید ؟ توسط یکی از دوستانم

11-از دوران سفر بگویید ؟ دوران سختی بود ،‌هم تلخ و هم شیرین ،‌انتظار و انتظار ، طولانی بود ولی به نتیجه عالی رسید .

12-در لحظه رهایی چه حالی داشتید ؟ از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم .

13-نظرتون نسبت به تازه واردین چیست ؟ هر کس که وارد کنگره میشه خراب و دل پریشان وارد میشه ،‌از اونها به گرمی باید استقبال کرد و به اونها باید امید بدهیم و شنونده خوبی برای درددل هاشون باشیم .

14-نظرتون نسبت به مسافر سفر اولی چیه ؟ شرکت کردن در جلسات به صورت مرتب در بهبودی اونها نقش مهمی رو ایفا می کنه و جلسات رو نسبت به هر کاری ارجح بدانند .

15-همسفری که مسافرش خوب سفر نمی کنه باید چه رفتاری از خود نشان دهد ؟ صبور و بردبار در وحله اول بعد هم علت یابی و بعد هم حرکت خودش در کنگره می تواند نقش مهمی را برای مسافرش بازی کند .

16-آیا هنوز شرایطی پیش می آید که بهم بریزید و ناامید شوید ، چه عکس العملی از خود نشان می دهید؟ خیر چون مسافر من به حالت تعادل رسیده .

17-علایقتان در اوقات فراغت چیست ؟ در گذشته شاید گوش کردن موسیقی و خواندن کتاب و حل کردن جدول بود ولی از موقعی که وارد کنگره شدم در اوقات فرغتم ازگوش کردن سی دی های آقای مهندس و آقای امین لذت می برم ،‌چون برای من درس زندگی است و مطالعه کردن جزوه ها و کتاب 60درجه زیر صفر.

حرف آخر : همه سفر اولیها به خوبی این مسیر را طی کنند و وارد سفر دوم شوند .

رهایی

بعد از مدتها انتظار ، نوبت من هم شد من به راهنمای عزیزم تبریک و خسته نباشید می گم و برای آقای نادری راهنمای خوب مسافرم هم آرزوی سعادت و سرافروزی دارم .

به امید رهایی تمامی سفر اولی ها