رهایی
بعد از مدتها انتظار ، نوبت من هم شد من به راهنمای عزیزم تبریک و خسته نباشید می گم و برای آقای نادری راهنمای خوب مسافرم هم آرزوی سعادت و سرافروزی دارم .
به امید رهایی تمامی سفر اولی ها

بعد از مدتها انتظار ، نوبت من هم شد من به راهنمای عزیزم تبریک و خسته نباشید می گم و برای آقای نادری راهنمای خوب مسافرم هم آرزوی سعادت و سرافروزی دارم .
به امید رهایی تمامی سفر اولی ها


خواهرلژیونی عزیز رهایی مسافرتان را از طرف تمامی اعضاء لژیون
و خانم صدوقی تبریک می گوییم.
(با آرزوی بهترینها)

همه شب نماز خواندن،همه روز ٬روزه رفتن
همه ساله از پی ٬حج سفر حجاز کردن
زمدینه تا به کعبه ٬سر وپابرهنه رفتن
دو لب از برای لبیک ٬به گفته باز کردن
شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش ٬طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد٬ همه اعتکاف کردن
ز ملاهی و مناهی ٬همه احتراز کردن
پی طاعت الهی ٬به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها٬ سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت ٬به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت ٬گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز٬ ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را ٬به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ٬ثمر آنقدر نبخشد
که به روی نااميدي ٬ در بسته باز کردن

که به روی نااميدي ٬ در بسته باز کردن
برگرفته از وبلاگ شعبه اصفهان و باتشکر از خانم لیلا
رهایی مسافران خواهران هم لژیون عزیزمان صنم و طیبه و زهراخانم را تبریک میگوییم . این رهایی گوارای وجودشان باد .



شنبه ۲۰/۰۱/۹۲ جلسه با استادی آقای مهندس دژاکام با دستور جلسه دانایی و دانایی موثر و سواد شروع به کار کرد .

درانتهای جلسه مسافر خواهر لژیونی ما خانم آزیتا به دستور آقای مهندس رها شدند.
رهایی مسافرخانم آزیتا از بندهای اعتیاد را خدمت راهنمای عزیزمان خانم شهین و خود مسافر گرامیش و دخترشان تبریک عرض مینمائیم .

(تصاویر را در ادامه مطلب دیدن فرمائید)
سلام دوستان آرزو هستم همسفر حسین
آنتی ایکس مصرفی : شیشه و حشیش
مدت سفر اول : یازده ماه و پانزده روز
راهنمایان : جناب آقای رضا نادری و سرکار خانم شهین
مدت رهایی : یک سال و یازده ماه

اولین روزهای ورودم به کنگره 60 ، تنها به فکر رهایی و خوب شدن حال مسافرم و برگشت آرامش به زندگی ام بودم و تنها آرزویم رهایی مسافرم بود. تا پایان سفر اول هم به کمک راهنما شدن فکر نمی کردم تا اینکه مسافرم وارد سفر دوم شد و کم کم آرامشی که مورد نظرم بود در زندگی ام جاری شد. اما حس دیگری به سراغم آمد و این فکر که چه خوب می شد که این آرامش در زندگی کسانی که مشکلی مشابه مشکل مرا دارند نیز جاری شود و من به عنوان عضو کوچکی از کنگره می توانستم در این راستا مثمر ثمر باشم. به فکر کمک راهنمایی افتادم و همیشه این جمله را در ذهنم متصور می شدم که نجات یک انسان ، نجات همه انسانهاست. در سی دی "بهشت و جهنم ، فضاها و مکانها" گفته می شود که بهشت و جهنم جاری است و ما با اعمال خود در بهشت یا جهنم قرار می گیریم. خدمت به خلق ، حال خوشی به انسان می دهد که گویی در بهشت هستی و چه موهبتی بالاتر از اینکه خداوند تو را لایق خدمت به بندگانش بداند و تو در مسیر قرار بگیری. بعد از قبولی در آزمون کمک راهنمایی ، یک روز از راهنمایم در مورد حس و حال کمک راهنما بودن پرسیدم ، و او حال خوشی را به من نوید داد و گفت : «دعای رهجویانت را در زندگی ات حس خواهی کرد و لذتی عظیم در آن نهفته است.» حال که به اذن خداوند در مسیر قرار گرفته ام امیدوارم در ادامه راه و در راه خدمت بتوانم مفید باشم و آموخته هایی که از کنگره یاد گرفته ام را به رهجویانم انتقال دهم و آرامش در زندگی آنان هم جریان پیدا کند.
منبع :بالی برای پرواز
/
روز سه شنبه 8/12/91 ،جشن همسفران را در شعبه آقای فلاح با استادی جناب مهندس دژاکام و نگهبانی خانم منیره و دبیری خانم پریناز برگزار شد .
مهندس فرمودند:شکرا یعنی متشکرم و شکر فقط مخصوص خداوند نیست .در زبان عربی استفاده متداولی دارد از بنده نیز بایستی تشکر کرد .کنگره سعی دارد که شکر گذاری را به ما یاد دهد یک هفته از کمک راهنمایان تشکر می کنیم و یک هفته از همسفران و یک هفته از مرزبانان تشکر می کنیم .زمانی که بین انسانها تشکر
متن کامل در ادامه مطلب
(همراه با آرزوهای خوش برای شما عزیزان و تبریک فراوان به خانم شهین )

(تصاویر ادامه دارند)
خواهر لژیونی ام سودابه جان امیداواریم با این رهایی درهای موفقیت روز به روز بیشتر بر شما گشوده شود.![]()
![]()
![]()

مریم عزیز این رهایی بر تو ودخترت الهه جان و مسافر و کمک راهنمایانتان گوارا باد
![]()
![]()
![]()

پنج شنبه مورخ ۱۶/۹/۹۱ در نمایندگی شادآباد،یازدهمین سالگرد رهایی و آزادی پر افتخار دیده بان محترم تحقیقات،جناب آقای علی خدامی را جشن می گیریم.
حضور شما زینت بخش این جشن خواهد بود.

مهسای عزیز این رهایی را بر شما و مسافرتان و دو راهنمای بزرگوار جناب آقای خانکی و خانم شهین تبریک می گوییم امیدواریم در ادامه زندگی شاهد موفقیتهایتان باشیم .![]()
![]()
![]()
روز پنج شنبه مورخ 4/8/91 کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 در نمایندگی شادآباد به استادی جناب آقای محمود خلجی با دستور جلسه وادی دوم و تاثیر آن بر روی من و سومین سال تولد آقای حسن اکبری و اولین سال تولد آقای حسن الله وردیان ، با شکوه بسیار برگزار گردید .

خلاصه سخنان استاد :
کنگره 60 مسیری را پیش روی ما قرار می دهد ، ، مسیری که حرکت در آن ما را به درمان و تعادل و رهایی می رساند . که چنین جایگاهی را در تصوراتمان نیز نمی توانستیم ببینیم . معجزه ها به صورت خودکار برای کسانی که در مسیر کنگره هستند اتفاق خواهد افتاد . مثلثی که در طول زندگی به انسان ضربه می زند ، و باعث هدردادن وقت ، زمان و انرژي ما می شود ، جهالت ماست که از سه ضلع ناامیدی ، ترس و منیت تشکیل شده است . همه حس های منفی ما از این حس نشات می گیرند
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
روز پنج شنبه مورخ ۲۷/7/91 کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 در نمایندگی شادآباد به استادی جناب آقای علی خدامی با دستور جلسه صبر،استقامت و آرامش و هفتمین سال رهایی آقای ابراهیم صادقی، با شکوه بسیار برگزار گردید .

سخنان استاد :
دستور جلسه این هفته صبر، استقامت و آرامش است . در واقع این سه مولفه یک مثلث را تشکیل می دهند که این مثلث جز لاینفک حرکت ما در رسیدن به درمان است .ما باید بدانیم درمان اعتیاد کار ساده ای نیست ، به حرف و سخن نیست بلکه کار بسیار صقیل و سنگینی است .بنابراین شخص در این سفر با مبارزه ی سختی روبرو می شود. قدر مسلم باید صبر و استقامت را یاد بگیرد و به کار ببرد تا به آرامش برسد. صبر یعنی شناخت زمان و شاید به جرات بتوان گفت که زمان مهمترین مساله ای است که در زندگی انسانها وجود دارد ولی ناشناخته مانده است . ما زمان را نمی شناسیم . زمان گویی نبض زندگی انسانهاست . زمانی گویی بستری است که انسانها در این بستر بایستی حرکت کنند و شکوفا شوند و به اهدافشان برسند .

پنجشنبه این هفته ۲۶/۷/۹۱ هفتمین سال رهایی آقای ابراهیم صادقی مسافر راهنمای خوبمان خانم شهین صدوقی را در شعبه شادآباد جشن می گیریم.خوشحال می شویم در جشن ما حضور به هم رسانید.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مریم عزیز این رهایی گوارای تو و مسافرت باد
و
خدا قوت بر این دو راهنمای زحمت کش کنگره ۶۰
![]()
![]()
![]()

پنجشنبه 13/7/91 در شعبه شاد آباد تولد آقای علی حسین را جشن گرفتیم .
سخنان استاد :
علت جذب دوستانی که اینجا نشستن و جذب شدن ،حل شدن صورت مسئله اعتیاد بود .یادم هست که قبلا کسانی به من می گفتن این کار رو بکن این راه روبرو تا بتوانی ترک کنی .اما در درونم به این مسئله رسیده بودم که این راهش نیست اما درمان رانمیشناختم و با یک ناامیدی طرف بودم و سعی می کردم با مسائلی مثل همت و غیرت حلش کنم اما حل نمی شد و بارها و بارها به سمت اعتیاد کشیده می شدم .سال 81 وارد کنگره شدم .آقای خدایی به من می گفتند چون به روش سقوط آزاد ترک کرده ای حق نداری جاهایی بری که بستر مصرف فراهم است .سه ماه ونیم از ترکم گذشته بود که رفتم سراغ یکی از دوستانم که او را به سمت ترک بیاورم با یک سری جزوات آموزشی به سرا غش رفتم مرا در آغو ش گرفت و گفت که رنگ و روت باز شده که یه مدته مصرف نمی کنی من گفتم نه ترک نکردم میزان مصرفم را کم کرده ام و آن روز مصرف کردم و خیلی ناامید شدم و گفتم دیگر راهی برای رهایی نیست .کنگره 60 در صورت مسئله اعتیاد گفته مواد مخدر در جسم ما اثر می گذارد وروی روان هم متعاقبا اثر می گذارد .وقتی به عقب برمیگردم می بینم سه مولفه که مثلث درمان را تشکیل می دهد اجازه نمی داد به درمان برسم .پس جسم ما باید به روش تدریجی درمان بشه و فشارهایی که وارد می شه را کمتر کنیم تا به درمان برسیم.مسئله روان هم با گذشت زمان و هم جهان بینی درست می شود .صورت مسئله اعتیاد مهم است آنقدر مهم که به آقای مهندس می گویند کاری که شما انجام دادید کمتر از کشف میکروب نبود.انشاءا..صورت مسئله اعتیاد را به خوبی درک کنیم و نشانه خوب درک کردن آن سر وقت در جلسه حضور داشتن ،نوشتارها را خواندن،و سی دی ها را گوش کردن و بعد هم انشاءا...به درمان رسیدن است.
علی حسین مثل بسیاری از بچه های کنگره با حالی خراب وارد کنگره شد .بسیار حساس و پر خاشگر بود و تشکر می کنم از آقای تیمور مجیدی که ایشان را معرفی کردند چیز مهمی که در علی حسین بود این بود که خطی را که بهش می دادیم دقیق می رفت و بهش می رسید .خیلی مشکلات داشت که اجاز ه نمی داد به هدفش برسه اما با گوش کردن به فرامین کنگره شد .او توانست از اعتیاد بیرون بیاد و خودش رو با کنگره پیوند بده .خیلی ها درکنگره هستن اما با کنگره پیوند نمی خورن .کسی با کنگره پیوند میخوره که اگر نتونه به کنگره بیاد حالش خراب بشه .با تمام مشکلات اقتصادی آمد و حرکت کرد و بعد از رهایی حرکتش رو به سمت کمک راهنمایی در پیش گرفته ان شاءا.. در تولد بعدیش او را با شال نارنجی ببینم .از همسفر شون تشکر می کنم زیراکه زحمات زیادی برای این عزیز کشیدن .بعضی وقتها من از دست علی حسین خسته می شدم ببیندکه همسفرش چی کشیده .به خاطر این همه ایثار و گذشت و فداکاری بهش تبریک می گم و به پسر گلش آقا صمد هم تبریک می گم و براش موفقیت آرزو دارم .

آرزوی علی حسین:آرزو می کنم پیوند محبت در کنگره 60 روز به روز قوی وقوی تر شود.
آرزوی نازنین:آرزوی می کنم همه عزیزان به اون حال خوشی که مد نظر کنگره است برسن.
سخنان علی حسین:
من دوست ندارم درمورد تاریکیها صحبت کنم .مواد مخدر تخریبهای زیادی داشت .تخریبهایی که شاید سالها طول بکشه تا بتونم اثراتش رو پاک کنم .من اعتقادی به روش تدریجی نداشتم چون شناختی نداشتم .یه روز تلویزیون شروع خوب ر و نشون میداد که آقایی درمورد اعتیاد صحبت می کرد من هم که ذاتا آدم عصبی هستم شبکه رو عوض کردم می گفتم اگر 20روز مصرف نکنی کار تمام است.اما دو ماه بعد توسط یکی از دوستانم با کنگره اشنا شدم و درهمان سه جلسه اول پیام کنگره را خیلی سریع گرفتم و فهمیدم که کنگره جایگاه مقدسی است و خودم را برای یک هدف بزرگتر آماده کردم .خیلی سختیها و مشکلات اقتصادی زیادی داشتم نمیدانم خداوند چه توانی به من داده بود که با آن مشکلات توانستم سفر خوبی داشته باشم من از سفر اولم راضی ام چون چیزهایی که به من گفته شد انجام دادم و کوچکتریم کاری که من کردم قطع مواد بود .به دنبال اهداف دیگری هستم انشاءا..خدا کمکم کنه به اونها برسم.از آقای مهندس و خانواده محترمشون تشکر می کنم و اعضای شعبه شاد آبادتشکر می کنم .از آقای تیمور مجیدی وآقای اکبر فلاح و خانواده محترمشون تشکر می کنم.از آقای مجیدی تشکرمیکنم .اگر رهجویی به تعادل برسه و به کنگره خدمت بکنه آقای مجیدی رو خوشحال می کنه امیدوارم به اون جایگاه برسم .از همسرم تشکر می کنم من در یک دورانی از کسی ترسی نداشتم که این اوج جهالت من بود ولی از ایشون می ترسیدم چون چیزی برای پنهان کردن داشتم و فکر می کردم اگر بفهمد چه اتفاقی می افتد .همیشه عاقلانه تصمیم می گیره به خاطر گذشت و بخششی که داشت ازایشان تشکر م کنم و از صمد هم تشکر میکنم و ازخانم صدوقی نیز تشکرمیکنم.ازهمه شما عزیزان که درجشن ما شرکت کردید تشکر می کنم.
سخنان خانم صدوقی راهنمای همسفر:
من هم خدا رو شکر می کنم که یکبار دیگر این جایگاه رو تجربه کردم و آقای مجیدی خدا قوت می گم و به یک تبریک ویژه به آقای علی حسین و نازنین وصمد عزیز تبریک میگم.نازنین جزو افتخارات لژیون منه بهش افتخار می کنم وامیدوارم به اون درجه ایکه مد نظرشه در کنگره هست برسه و شال کمک راهنمایی را بر گردنش ببینم.
سخنان همسفر نازنین:
ابتدا خدا رو شکر می کنم که لطفش شامل حال من و خانواده ام شد .تو سالهای اعتیاد همسرم بیشترین دغدغه من صمد بود که چگونه با این شرایط تربیتش کنم خیلی خوشحالم براش و این روز را بهش تبریک می گماز آقای مهندس و خانواده اش تشکر می کنم و آرزوی طول عمر براش دارم از آقای خان تشکر می کنم از آقای مجیدی تشکر می کنم واقعا تاثیر گذار بودن از خانم صدوقی تشکر می کنم .
همسفر صمد:
این روز رو به بابا مامانم تبریک می گم .به آقای مجیدی که برای بابا م زحمت کشیدن و همچنین شهین خانم تشکر می کنم.
پنجشنبه این هفته مورخ ۱۲/۷/۹۱ تولد مسافر نازنین خواهر لژیونیمان را جشن خواهیم گرفت خوشحال می شویم شاهد حضور گرم شما دوستان کنگره ایمان باشیم.

سخنان استاد جلسه :
حقیقتا هر کسی در هر جایگاهی خدمت می کند ،بخش اعظمش را مدیون خودش است .برای دیدبانان و ایجنت و مرزبانان آرزوی توفیق دارم امیدوارم گامهای موثری برای کنگره 60 بردارند.
یادم می آید آقای فرهاد تقریبا جزو رهجوهایی بودند که ابتدای کمک راهنمایی ام وارد لژیونم شدند و خواست قوی داشت درونش خیلی پر تلاطم بود نمی دونم چرا به این نقطه رسیده بود که بیاد واعتیادش رو درمان کنه و خیلی خوب هم سفر کرد.
اما زمانی که وارد شد اشکالی داشت که هنوز هم داره واون اینه که ایمانش به کنگره به 100درصد نرسید که اگر به 100درصد می رسید الان باید شال کمک راهنمایی گردنش بود .اگر ایمانمان قوی باشد از این گذرگاههای سخت عبور می کنیم .باید راهی انتخاب کنیم که راهی به عقب نداشته باشد اگر امروز فکر کنه که اولین روزی هست که به کنگره آمده و تمام توانش رو بذاره خیلی زود به موفقیت می رسه اما اززمان سفر دوم امدن ها و نیامدن ها به خودش اسیب می رساند.آرزو دارم از امروز یه روز دیگر براش باشه و یه سکوی پرتاب برای روزهای بهتر باشه .
آنتی ایکس مصرفی:تریاک،طول مدت سفر اول :17 ماه ،رهایی :یکسال و نیم ،رشته ورزشی:تنیس روی میزو فوتسال،راهنما:آقای رمزی

آرزوی مسافر فرهاد:
تمام سفر اولیها ،مخصوصا تازه واردین این جایگاه رو تجربه کنن.
آرزوی همسفر لیلا:
ان شاءا..همه اونایی که آرزو دارن اینجا رو تجربه کنن و همسفرهایی که مسافراشون نمیان ،بیان و پابند اینجا بشن.
سخنان مسافر فرهاد:
خدا روشکر می کنم که لیاقت دوباره زیستن رو به من داد تا تجربه کنم کنگره را .از راهنمای بسیار خوبم که صبر و دلسوز بودن را به من آموخت .از خدا می خواهم به آرزویی که آقا حمید برام کرده بود برسه و در وهله دوم از آقای مهندس و خانواده ایشان ممنوم واز راهنمای همسفرم تشکر میکنم .در زمان مصرف خانمم مقابل من بود اما زمانی که وارد کنگره شد و مجوز درست مصرف کردن صادر شد همیشه شونه به شونه من بود و کمکم می کرد و از همسرم تشکر می کنم و از تک تک اعضای کنگره که حتی به من یک کلمه یاد دادند تشکر می کنم و آرزوی بهترین ها را براتون دارم.
سخنان راهنمای همسفر شهین خانم:
به آقای رمزی تبریک و خدا قوت می گم و یه تبریک ویژه به آقا فرهاد.ایشون و همسفرشون در سفر اولشون حضور مرتبی داشتن .من از رهجوی خودم ناراضی ام که کنگره را رها کرده .هممون به نوعی مشکل داریم ،اگر به خاطر مشکلات کنگره را رها کنیم مشکلات بزرگتر می شوند.امیدوارم این تولد جرقه ای برای حضور دوباره اش و کمک راهنما شدنش که آرزوی من است بشود.
سخنان همسفر لیلا:
منم به نوبه خودم این روز بسیار قشنگ روبه فرهاد تبریک می گم .همیشه دلهره داشتم که به این روز می رسم یا نه ،اما خدا رو شکر می کنم و به آقای رمزی تبریک میگم .انشاء ا..حقی که بر گردن ماست بتونیم ادا کنیم .به شهین خانم تبریک می گم برام خیلی زحمت کشیدم و در هر جا به بن بست رسیدم برام راهگشا بودند .از آقای مهندس و خانم آنی تشکر میکنم .ازمادر شوهرم تشکر می کنم .از پسرم تشکر می کنم که همه جا سنگ صبورمن بود و همیشه به من می گفت عیب نداره مامان درست می شه ،ازش خیلی ممنونم .امیدوارم هر کس هر آرزویی داره از کائنات بگیره و همتون به آرزوهاتون برسید.
زیبای عزیز این رهایی بر تو و مسافرت مبارک و خدا قوت به این دو راهنمای زحمت کش کنگره ۶۰

پنج شنبه این هفته ۲۳ شهریور اولین سال رهایی آقای فرهاد رهجوی آقای رمزی ومسافر خواهر لژیونی مان لیلا را این هفته در شعبه شاد آباد جشن می گیریم.

اولین سال رهایی آقای سهراب رهجوی آقای رضا کریمی
بقیه مطالب را در ادامه مطالب بخوانید

سخنان استاد:
درمورد دستور جلسه در طول هفته به طور کامل توضیح داده شده است و به یک جمله اکتفا می کنم کنگره 60 الهام گرفته شده از ماه مبارک رمضانه و امیدوارم افراد حاضر در کنگره در جهت پیشبرد خواسته های معقولشون در این راه بتونن موفق باشن و اون حال خوب که می خوان از خدا بگیرن .
سخنان استاد در مورد محمد:
بازپرداخت بدهی من در کنگره محمد است،البته اقتضای سنشه که اینقدر شیطونه .من ازش خیلی آموزش می گیرم .با مصرف شیشه به کنگره امد ،مادرش دیگه کلافه شده بود از دستش .یکسال ازرهایش گذشته ،امیدوارم یه خورده فکرشو بیشتر کنه و برای کمک راهنمایی شرکت کنه و از این انرژی پتانسیل استفاده کنه و امیدوارم خدمت گذار کنگره 60 باشه .
بقیه مطالب را در ادامه مطالب بخوانید
پنج شنبه 28/4/91 در شعبه شاد آباد اولین سال رهایی محمد خلج رهجوی آقای مقدم را جشن می گیریم.
![]()
نرگس عزیز ،خواهر لژیونی مان اولین سال رهایی فرزندت پر شگون باد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

روز پنج شنبه مورخ 1/4/91 در شعبه شاد آباد جشن رهایی نیوشا که رهجوی آقای خان بودند را جشن گرفتیم .
نیوشا:سلام دوستان نیوشا هستم یک مسافر . مصرف :شیشه شیر
مدت رهایی :یکسال راهنما :آقای خان
ما اعضای لژیون خانم شهین این رهایی را به خواهر لژیونیمان لیلا (مادر نیوشا )تبریک می گوییم .
مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل ،زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نا بود کند !
زندگی را فقط با فصلهای دشوارش ببین ،در راههای سخت پایداری کن .
لحظه های بهتر بالاخره از راه می رسند.
فرناز عزیز من و تمام خواهر لژیونی هایت خوشحالیم که لحظه های خوب زندگی تو همراه با مادر و برادرت فرا رسیده ،امیدواریم این لحظه ها در زندگیتان دوباره و دوباره تکرار شود.
