دومین جلسه از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 روز چهارشنبه مورخ 30/1/1391 به نگهبانی آقای مهندس دژاکام، استادی آقای دکتر حاج رسولی و دبیری همسفر سرکار خانم زهرا با دستور جلسه "نیکوتین" رأس ساعت 16:35 آغاز به کار نمود.

جلسه جهانبینی با استادی آقای دکتر حاج رسولی آکادمی 30/1/1391
آقای مهندس دژاکام قبل از شروع سخنان استاد اعلام داشتند که به تمام نمایندگی ها اعلام شده که کنگره 60 فقط مصرف کنندگان مواد مخدر را می پذیرد و تحت هیچ شرایطی هیچ راهنمایی در هیچ نمایندگی و یا مرکزی نمی تواند فردی را بپذیرد که سابقه مصرف مواد مخدر ندارد و تنها قرص مصرف می کند.


ایشان فرمودند: ما در کنگره 60 درمان مصرف کنندگان قرص را کاملا" بلد هستیم، اما این کار را انجام نمی دهیم، چون اول اینکه برای ما مسئولیت دارد و مسئله دوم این است که جنس آن طوری است که با بافت مصرف کنندگان یکی نیست.


 بعنوان مثال؛ جایگاه یک مسافر و یا یک همسفر مشخص است و اولا" حال یک مصرف کننده قرص (چه در قسمت آقایان و چه در قسمت خانمها) به مراتب بدتر از کسانی است که مواد مخدر دیگر را مصرف می کنند و دوم اینکه؛ درمان این افراد مصادف است با درمان کردن 5 یا 10 مصرف کننده هروئین!


مسئله مهم دیگر این است که؛ مصرف کنندگان قرص، خود را به هیچ عنوان معتاد نمی دانند و می گویند که دکتر به من این قرصها را داده و همچنین دچار توهمات زیادی هستند، به صورتی که ممکن است خود را از یک ساختمان 6 طبقه به پایین پرتاب کنند و خودکشی نمایند، در حالی که یک مصرف کننده کراک و تریاک و حتی شیشه امکان ندارد از این کارها انجام بدهد و خیلی هم جان خود را دوست دارد!


 بنابراین ایشان توصیه فرمودند که در قسمت همسفرها نیز کسی نمی تواند برای درمان و تیپر کردن نزد ما مراجعه کند و اقدام به درمان کند و این قضیه فقط در شرایطی امکان پذیر است که بجز مصرف قرص، مصارف دیگری از مواد مخدر را نیز داشته باشند و از برنامه های فعلی کنگره 60 این است که فرد تنها باید مصرف کننده مواد مخدر باشد و اگر غیر از این باشد پذیرش نداریم، مگر اینکه برای چند سال آینده مجوز این کار را بگیریم و اقدام به این کار بکنیم.


جناب مهندس دژاکام پس از سخنانشان، جلسه را به استاد واگذار نمودند.


خلاصه سخنان استاد:
آقای دکتر حاج رسولی خود را مسافر معرفی کردند و ابراز داشتند که من در اصل مسافر مواد نیستم، مسافر مسائل اخلاقی و روانی هستم و این را قبول کنید که من از روزی که وارد کنگره 60 شدم، احساس کردم که مسافرم، چون خیلی ضعف ها داشتم و دارم و خواهم داشت و جناب مهندس و شما برای من معلم بودید و همیشه احساس می کنم که شاگردی هستم که باید در مکتب شما بیاموزم، مخصوصا" مسائل روانی و اخلاقی و هیچ وقت آن درسهایی که چه توسط جناب مهندس دژاکام و چه افراد دیگر به من داده شد را فراموش نمی کنم و من به نوعی به شما معتادم و در نتیجه مسافرم ولی امیدوارم که سفرم، هیچ وقت تمام نشود.


همیشه زمانی که جناب مهندس از من درخواست می کردند که استادی جلسه را بپذیرم، به ایشان می گفتم که در مورد چه موضوعی صحبت کنم، ایشان می فرمودند در مورد هر موضوعی که دوست داری صحبت کن، اما این بار از من خواستند که در مورد سیگار صحبت کنم و دلیل اصلی این مبحث هم این است که سیگار در کنگره رواج زیادی داشته و هنوز هم دارد و دلیل آن هم این است که مولانا شاعر بزرگ می فرماید:


این همه آوازها از شه بود

گر چه از حلقوم عبدالله بود


ما همه چیزهای خوب را از آقای مهندس دژاکام یاد گرفتیم و یک چیز دیگر هم که یاد گرفتیم این بود که ایشان سیگار می کشیدند.


می دانید که در کائنات، هیچ چیز بی مأخذ نیست و همه چیز نشانه است، همه چیز نشانه های خداست، ازجمله ناراحتی که برای آقای مهندس پیش آمد، یک نشانه بود، چرا که اگر مهندس به این بیماری دچار نمی شدند، همچنان به سیگار کشیدنشان ادامه می دادند، طبق معیارهای ظاهری و علمی، به احتمال زیاد این سیگار در طول عمر ایشان اثر داشت، اما این نشانه را خداوند نشان داد تا ایشان سیگارشان را کنار بگذارند تا هم انشاءالله عمر خودشان زیاد شود و بیشتر بتوانند خدمت کنند، نه دیگر به من و شما، به بشریّت دارند خدمت کنند، زیرا این ماجرا خیلی بزرگتر از آن چیزی است که شما فکر می کنید!


من گاهی اوقات فکر می کنم ما مثل بچه هایی هستیم که در قدیم در جوی دست می بردیم و گاهی شیشه در می آوردیم و دستمان بریده می شد و گاهی لجن به دستمان می چسبید و بعد آن را می خوردیم و اتفاقی هم نمی افتاد و گاهی هم یک تیله ای پیدا می کردیم و خوشحال می شدیم یا مانند بچه ای هستیم که یک الماس درخشان به ما هدیه داده شده است که نمی دانیم قیمت آن چقدر است.


من به کشورهای اروپایی زیادی سفر می کنم و از آنها می پرسم که آیا ترک اعتیاد دارید؟ می گویند: بله، کمپ داریم، در همه این کشورها خیلی کمپ های مدرن و شیک وجود دارد که همه چیز آن هم درست است اما ما آخر نمی فهمیم که این آدمها که آمدند، درد و ناراحتی و تشنج کشیدند و انواع و اقسام تفریح و موسیقی را هم داشتند، آخر سر خروجی آنها چه شد؟!! البته من کار این دوستان در دنیا و در ایران را رد نمی کنم و همه کار خود را انجام می دهند اما اینهایی که می آیند، خروجی ندارند و ما در کنگره خروجی داریم، درست است که تعداد و آمار در یک سال کم است و مثلا" 150 میلیون نفر نیست، اما همین تعدادی که خروجی داریم، واقعی است و وقتی که بررسی می کنیم، می بینیم که این روش یک گام نه، بلکه صدها گام نسبت به روشهای دیگر دنیا پیش است.


خداوند لطف کرد و آن مسئله پیش آمد که باعث شد ایشان سیگار را کنار گذاشتند و به بنده فرمودند که در مورد سیگار صحبت کن، چرا که من خودم به مدت 30 سال سیگاری بودم، وقتی در تیم ملی ایران بودم، نیم ساعت به مسابقه حتی دستکش که می پوشیدم، داخل رختکن می رفتم و از بچه ها یک سیگار می گرفتم و چند پک به آن می زدم و گمان می کردم که خیلی سرحال شدم، اما من سیگار را کنار گذاشتم البته به روش سقوط آزاد و خیلی هم زجر کشیدم اما جناب مهندس روش ترک سیگار را هم با روش DST و تیپر کردن با آدامس انجام می دهند.


سیگار چیست؟

سیگار بدترین شکل ممکن مصرف یک محصول طبیعی به نام "توتون" و دریافت یک ماده به نام "نیکوتین" است، کسانی که در قدیم چوپوق می کشیدند، شاید روش دریافت نیکوتین آنها سالم تر بود.


حال ببینیم که نیکوتین چیست و اساسا" چرا بعضی از انسانها یک بار سیگار می کشند و دیگر نمی توانند آن را رها کنند، بعضی از آنها به قول ما سیگاریها دو شاخه محبت آنها دراز بوده و سیگار می کشیدند، اما خودشان سیگار نمی خریدند و برایشان مهم نبود که بکشند یا نکشند و هر وقت در جمعی از دوستان سیگاری خود قرار می گرفتند، چند پک از سیگار آنها می کشیدند، (به اینها می گفتند دوشاخه محبتی؛ یعنی هر وقت باشد می کشند، هر وقت هم که نباشد نمی کشند) و یک گروه دیگر هم هستند که به هیچ وجه نمی توانستند بکشند یعنی اگر شما به زور هم به اینها سیگار بدهید، نمی توانند بکشند؟


سیگار هم مانند تمام اعتیاد ها چ
ند وجهی است: یک قسمت آن می تواند ژنتیکی باشد و مربوط می شود به گیرنده های بدن که در مورد مواد مخدر هم صدق می کند یا همان نوروترانسمیترها که نه تنها در جسم ما بلکه در حالات و روحیات و اخلاقیات ما هم نقش دارند و به همین دلیل همانطور که می گوییم که اعتیاد به مواد مخدر یک جنبه "ژنتیکی" دارد و یک جنبه "روانشناختی" و یک جنبه "جامعه شناختی"، سیگار هم همینطور است، در واقع در مورد نوروترانسمیترهای بدن و نیازی که انسانها دارند چون نمی خواهیم وارد محفل علمی شویم، به زبان ساده عرض می کنم که سلولهای ما برای اینکه انرژی در خودشان بوجود بیاورند، باید مواد غذایی و اکسیژن مصرف کنند.


در واقع سلولهای ما همانطور که جناب مهندس فرمودند و همسفران عزیز هم در پیام قرائت کردند، هیچ چیزی در این دنیا عبث و بیهوده خلق نشده است و دانش ما به حدی در مقابل این کائنات و هستی کم است که دانسته هایمان در مقابل ندانسته هایمان، قطره ای در مقابل اقیانوس است، اما تا این قدر مشخص است که در سلولهای ما یک جایگاههایی هست که به آن "نیروگاه سلول" می گویند، یعنی از آنجا انرژی تولید می شود و بیرون می آید و برای اینکه این انرژی تولید شود، نیاز به یک ماده شیمیایی واسطه وجود دارد که در کتابها به آن NAD می گویند که مخفّف "نیکوتینامید آدمین دینوپورتین" می باشد، نیکوتینامید؛ پایه نیکوتینی دارد و همانطور که خداوند قادر متعال زیباترین و بهترین مواد مخدر را از جمله؛ اندورفین، متا اندورفین، انکفالین و دینورفین و غیره را در بدن ما قرار داده است، برای اینکه ما احساس درد نکنیم و راحت زندگی کنیم و بتوانیم مشکلات جسمی خود را حل کنیم، به همین شکل هم برای اینکه انرژی زایی در بدن ما براحتی انجام شود، خداوند به ما نیکوتین در شکل نیکوتینامید داده است.


شنیده اید که می گویند کسانی که برای کوهنوردان بار بالا می برند و یا در سابق می گفتند که افغانها ناس مصرف می کنند. "ناس" در واقع چیزی نیست، توتون و مقداری آهک است و این کار بخاطر این بود که نیکوتین بیشتری به بدنشان برسد و استخراج انرژی در سلولهای آنها راحت تر و بیشتر باشد، به همین دلیل؛ متأسفانه خیلی از ورزشکاران از جمله خود من و خیلی ها که من می شناسم، در دوران قهرمانی هم نیاز به نیکوتین را احساس می کردیم و می رفتیم سیگار می کشیدیم و این جنبه نوروترانسمیتری و ژنتیکی قضیه می باشد.


یک جنبه دیگر آن روانی است که روی این قضیه بعدها بحث می کنیم اما یک جنبه جسمی دارد که بعد از مطالعه در کتاب و اینترنت آنها را پیدا کردم.


4700 ماده مختلف در سیگار وجود دارد که ما فقط نیکوتین آن را می شناسیم و اتفاقا" مفیدترین آن است، خود نیکوتین ضرر زیادی به بدن نمی رساند و آن چیزی که ضرر می زند، بقیه مواد آن است مانند؛ قطران، تار و غیره. هر انسانی که 10 پک به یک سیگار بزند، مجرای هوایی و تنفس او تا 50% تنگ می شود، زیبایی علم در این است که انسان علم را با هستی بشناسد.


خداوند در عروق و رگهای ما و همینطور در مجراهای تنفسی ما عضلاتی به نام "عضلات صاف" قرار داده است، این عضلاتی که روی بدن و استخوان ما هست و ما را حرکت می دهند "عضلات اسکلتی" نام دارند که رنگ آنها تیره است و بصورت خط خط و رشته رشته هستند ولی عضلات صاف شکل خاصی دارند و در جدار عروق و رگهای تنفسی قرار دارند و مهمترین فرق آنها هم این است که عضلات اسکلتی ارادی هستند و با مغز من و اراده من مرا حرکت می دهند اما عضلات صاف، غیر ارادی هستند و در اراده ما نیستند.


در نتیجه مجراهای هوایی و همینطور تنگ و گشاد شدن رگهای ما به دست ما هست ولی به اراده ما نیست، بعنوان مثال؛ اگر حرص و جوش بخوریم و یا نمک بخوریم خودمان کردیم و خودمان باعث بالا رفتن فشار خونمان می شویم و یا اگر چربی بخوریم خودمان باعث می شویم که عروقمان بسته شود، اما وقتی فشار خونمان بالا رفت، دیگر دست ما نیست و عروق تنگ شده و کاری از دست ما بر نمی آید، مگر اینکه با مکانیزم دیگری و یا دارو و یا استراحت باز شود.


کسانی که مبتلا به بیماری آسم هستند، می دانند وقتی آلرژیک می شوند و دچار نفس تنگی می شوند فقط با اسپری و یا داروی دیگر باز می شود و گرنه نمی شود و مشکل باز می شود و اذیت می کند و در اراده ما نیست، پس این خاطرتان باشد که با هر 10 پکی که به سیگار می زنید، بدون اینکه دست شما باشد، مواد موجود در سیگار باعث می شوید که جدار مسیر هوایی شما 50 % تنگ شود.


 پس تنفس شما دچار اختلال می شود و نتیجه آن می شود که اکسیژن رسانی به خون شما کاهش پیدا می کند و در نتیجه؛ وقتی اکسیژن خون کم شد، چون قلب خون را می فرستد برای اینکه به بافتها اکسیژن بدهد، چون اکسیژن کم است، بافتها و عضلات و مغز هم دچار کمبود اکسیژن می شوند و همچنین عصب سمپاتیک را نیز تحریک می کند.


یادمان باشد که ما یک نیروی خودکار در بدنمان داریم، یعنی دست ما نیست و خودشان کارشان را انجام می دهند و به قول مولانا:


از سبب سازید من سودائیم
وز سبب سوزید سوفستائیم


ما چکاره ایم که ادعا می کنیم چیزی می دانیم!
ما در بدن دو سیستم ضد و نقیض داریم که کارهایشان را بوسیله خیر و شر، درست و غلط و شب و روز به ما نشان می دهند، هستی یکی است، قدرت مطلق یکی است، خداوند یکی است اما کارهایش را با ضدّین به ما نشان می دهد.


مثلا" در سیستم خودکار ما دو سیستم قرار داده است: سیستم سمپاتیک و سیتم پاراسمپ
اتیک
سیستم سمپاتیک؛ ضربان قلب را بالا می برد، فشار خون را زیاد می کند، دمای بدن را بالا می برد و وقتی که ما ورزش می کنیم، سیستم سمپاتیک ما فعال است. پارا سمپاتیک ضربان قلب را پایین می آورد.


چرا خداوند دو ضدّ را در کنار هم قرار می دهد تا بشود تعادل؟ چون اگر فقط سمپاتیک کار بکند، ضربان می رود روی 200 و 300 و قلب از کار می ایستد و باید یک پاراسمپاتیکی باشد که در این مواقع ضربان را پایین بیاورد. حال اگر سمپاتیک نباشد و فقط پاراسمپاتیک باشد، ضربان می رود روی 200 ، 250 ، 300 و کم کم می ایستد. این سمپاتیک و پاراسمپاتیک هیچکدام دشمن نیستند.


 آقای مهندس و تعالیمشان به من یاد داده که تاریکیها دشمن نیستند اگر شما تاریکیها را تجربه نمی کردید، چه زمانی قدر روشنایی امروز را می دانستید؟! در بیرون از اینجا هستند کسانی که قدر محبت را نمی دانند، قدر زندگی را نمی دانند، قدر سلامتی خود را نمی دانند، حتی جواب سلام پدر و مادر خود را نمی دهند ما وقتی می توانیم بگوییم قدر روشناییها را می دانیم که تاریکی را دیده باشیم. پس هیچ چیزی در این خلقت بد نیست، بیماری بد نیست اگر جناب مهندس بیمار نمی شدند، هنوز داشتند سیگار می کشیدند و من هرگز بعنوان یک دکتر به احترام ایشان نمی توانستم به ایشان بگویم که سیگار نکشید، بد است. پس خدایا به همه چیزت شکر! به بیماریت شکر! به آن لحظاتی که دل توی دلمان نبود و جلوی درب بیمارستان می آمدیم و می رفتیم شکر!


حال ببینیم که سیگار چطور سیستم سمپاتیک را تحریک می کند:
وقتی که ما سیگار می کشیم، ضربان قلب ما بالا می رود وقتی ورزش می کنیم هم ضربان قلب ما بالا می رود اما آن تؤام با نشاط، نوروترانسمیترهای زیاد و اکسیژن زیاد است و در اینجا با خمودگی و تنگی عروق همراه است، در ورزش ضربان بالا می رود و عروق گشاد می شود اما در اینجا عروق تنگ می شود، در نتیجه اکسیژن رسانی مشکل می شود و ظرفیت های تنفسی کم می شود. جالب اینجاست که دود سیگار سنگین تر از هواست، چرا که دود سیگار شامل هوا به اضافه مقدار زیادی سرب و نیکوتین و قطران و تار و موارد دیگر است.


مسئله جالبی هست که استاد بزرگوارم دکتر قانعی به من آموختند:


زمانی که به پهلو می نشینیم، ریه ما (قاعده ریه) به سه قسمت تقسیم می شود که به آن زوم 1 و 2 و 3 می گویند، همیشه نسبت به سطح افق و سطح زمین، سطح پایینی کار می کند، چون برای اینکه کیسه های هوایی رگهای خونی آنها باز شود، فشارخون لازم دارد، حال وقتی من ورزش می کنم و کم کم این فشارخون بالا می رود، قسمت دوم هم کار می کند، وقتی که خیلی فشار می آورم، قسمت سوم نیز برای چند لحظه کار می کند و بعد می گوییم دیگر نمی توانم و بریدم و بدلیل اینکه فشارخون خیلی بالا می رود و خطرناک است، خودبخود از حرکت باز می ایستیم و دیگر نمی توانیم ادامه بدهیم و به همین دلیل است که در یوگا می گویند: پشتک بزنید و این برای این است که این جاها را عوض کنند تا آن قسمت بالایی بیکار نماند و روی هم بخوابد و اصطلاحا" "کلابس" بشود پس نسبت به سطح زمین هر طور که ایستاده ایم، 1/3 قسمت پایین بدن فعالیت می کند، 1/3 دوم وقتی که ورزش و فعالیت می کنیم کار می کند و 1/3 آخر در اوج فشار و تنها برای چند لحظه کار می کند.


دود سیگار سنگین است پس آن قسمتی که باید اکسیژن را مبادله کند و کار می کند، دود سیگار بدلیل سنگینی می رود و آنجا را می گیرد و کیسه های هوایی را پر می کند و دیگر اجازه نمی دهد که تنفس کاملا" انجام شود، در سیگار ماده ای هست که باعث لخته شدن خون می شود و اینها همه اثبات شده است، علت آن هم این است که غلظت خون افراد سیگاری بالاست و بررسی کرده اند و دیده اند کسانی که سیگار مصرف می کنند، ادرارشان کم است و در نتیجه فشارخونشان بالا می رود، بدلیل اینکه حجم خون آنها بالا می رود، تنفس آنها بدبو می شود، دندانها به گرما و سرما حساس می شوند، روی دندانها جرم می گیرد و زرد می شود و از همه اینها مهمتر اینکه در سالهای اخیر کشف شده که اصولا" مواد موجود در سیگار، روی چگالی استخوانی خیلی نقش دارد، یعنی پوکی استخوان می آورد و این موضوع برای خانمها دشوارتر است، زیرا خانمها بدلیل مشکلات و بیماریهای زنان 3 تا 4 برابر آقایان دچار پوکی استخوان می شوند، علی الخصوص در سنین یائسگی به بعد و یا باروری و شیردهی که می تواند در پوکی استخوان آنها نقش داشته باشد، همچنین سرطانهای زیادی شناخته شده؛ مخصوص سرطان زبان، دهان، حنجره و ریه که درصد خیلی زیادی است و مشخص است و تقریبا" از هر 5 سیگاری، 1 نفر بواسطه سرطان ریه خواهد مرد! نیکوتین بد نیست و خداوند چیز بد نیافریده است، نحوه رساندن آن به بدن ما مهم است آن هم در صورتی که نیاز داشته باشیم.


دیروز در صدا و سیما بودم و قرار بود در برنامه ای راجع به مکمل ها صحبت کنم، در ابتدای برنامه به مجری آن برنامه گفتم وقتی می گوییم مکمل؛ یعنی تکمیل کننده  یعنی یک جا یک کمبودی هست، شما از کجا فهمیدید که کمبود دارید؟! آقای ورزشکار و غیر ورزشکار! خانم ها مخصوصا" شما کدام آزمایش خون را دادید و کدام پزشک متخصص تشخیص داده که باید قرص مکمل بخورید بدون اینکه عوارض آن را در نظر بگیرید و اینگونه می شود که سلامت جامعه ما به خطر می افتد!


در مورد نیکوتین هم همینطور است ما باید ببینیم که اصلا" نیکوتین نیاز داریم یا نداریم، اگر مقداری کم داریم، نباید مانند فرایند اعتیاد به مواد؛ آنچه را که داریم را با مقادیر زیادتری از بیرون از دست بدهیم و تولید داخلی خود را صفر کنیم، ما نوروترانسمیترهایی داریم که با آنها راحت زندگی می کنیم، راحت می خوابیم، درد نداریم و غیره اما شروع می کنیم به مصرف موادمخدر و شاید یک مدت هم خوش باشی اما بعد از آن مواد درونی بدن خود را بتدریج از دست می دهی و به جایی می رسی که نه تنها خوش نیستی، بلکه اگر مواد به تو نرسد تشنج و ناراحتی و درد و الی آخر . . .


دقیقا" سیگار هم همینطور است؛ ما در بدن خود نیکوتین داریم و وقتی سیگار مصرف می کنیم، در واقع نیکوتین درونی بدن را بتدریج کم می کنیم و می رسیم به جایی که روزی 2 پاکت سیگار می کشیم و اگر سیگارمان دیر بشود، احساس می کنیم که چیزی گم کرده ایم، با وجودی که شاید در اولین روزهای مصرف سیگار با یک پک، سرمان گیج برود!


اگر هم زمانی کسی بخواهد نیکوتین دریافت کند، سیگار بدترین حالت آن است، مخصوصا" سیگارهای خارجی، در قدیم، سیگار ایرانی 2 تومان بود.


WIinstone را آوردند و 18 ریال دادند، Kent را آوردند 15 ریال دادند و مردم گمان می کردند که چون خارجی است، بهتر است چرا که نرم و ملایم بود.


نرم و ملایم بودن آن هم به دلایل زیر است:
1 - سیگارهای ایرانی را اگر پک نزنی، خاموش می شود و چوپوق های واقعی قدیمی هم همینطور هستند اما سیگارهای فعلی را روشن کنید و بگذارید داخل زیرسیگاری و چراغ را خاموش کنید، این سیگار تا آخر می سوزد و مرتب هم جرقّه می زند، آن جرقّه ها بخاطر باروتی است که به این کاغذ آغشته می کنند و این سولفور است و این مواد آتش زنه بیچاره می کند و وقتی که سیگار می کشید، آن مواد هم مستقیم وارد ریه شما می شود.


2 - می گویند که بوی سیگار خارجی لایت است، بوی لایت آن برای این است که به آن اسانس می زنند و گرنه اگر شما یک توتون واقعی را بکشید، بوی آن همه جا را فرا می گیرد و بوی تندی دارد و همچنین برای اینکه ملتهایی مثل ما را فریب بدهند، می گفتند که اینها را در ویسکی می خوابانند، بعدها که بررسی کردم، دیدم همانطور که می دانید ویسکی را از انگور می گیرند و آنها تفاله ای را که از این انگور می ماند را خشک می کنند و چندین برابر توتون از آن تفاله می زنند.


 انگور ماده بسیار مفیدی است اما پوست آن به هیچ وجه قابلیت هضم ندارد و چیز فوق العاده ناجوری از نظر گوارش است، پس مجموعه این کارها باعث می شود که پول ما در روز به صورت میلیاردی خرج بشود و سلامتی ما به خطر بیفتد، اگر زمانی مشخص بشود کسی دچار کمبود نیکوتین است، روشهای دیگری برای دریافت نیکوتین هست که معمولا" برای ما ایرانیها اثبات شده است، بعنوان مثال؛ سرخپوستها بطور ژنتیکی دچار کمبود نیکوتین هستند و به همین دلیل اگر فیلم های سرخپوستی را دیده باشید، آنها چوپوق دارند و به همدیگر تعارف می کنند اما از صد سال پیش دخانیات وارد جامعه ما شده است.


توصیه من این است که اگر برادران و یا خواهران به نوعی هنوز سیگار مصرف می کنند، می توانند از همین روش DST استفاده کنند و این قضیه به نفع سلامتی آنها خواهد بود، مضاف بر اینکه اشتهای آنها باز خواهد شد، امیدوارم زندگیتان خوش، عاقبتتان به خیر توأم با سربلندی و سلامت و سعادت باشد و یادمان باشد همانطور که تعالیم کنگره و جناب مهندس می فرمایند: "همه چیز تعادل است و سعی کنیم تعادل داشته باشیم و یادمان باشد که خداوند قادر متعال یکی است اما وقتی می خواهد کارها و تعالیمش را به ما نشان بدهد، معمولا" از دو ضدّ استفاده می کند"


ایشان در پایان سخنانشان ابراز خوشحالی کردند که تاریکیها را دیده اند و بواسطه آن تاریکیها، دارند روشنائیها را می بینند.


بعد از اتمام سخنان استاد، آقای مهندس دژاکام فرمودند:
در پروژه ترک سیگار در کنگره دو گروه بودند: یک گروه که هم سیگار می کشیدند و هم آدامس می خوردند؛ اینها به نتیجه نرسیدند!


گروه بعدی؛ سیگار را درجا ترک کردند و مستقیم روی نیکوتین قرار گرفتند و تجربه ثابت کرد که آنهایی که سیگار را یکمرتبه قطع می کنند و روی نیکوتین خوراکی (آدامس) قرار می گیرند، اوج فشار آنها تنها 24 ساعت است و این فشار در 24 ساعت دوم کمتر می شود و حداکثر سختی آنها 3 الی 4 روز می باشد و این روش اصلا" سختیهای روشهای ترک دیگر را ندارد و آنهایی که آدامس مصرف می کنند، حداکثر و ماکزیمم تعداد آدامسی که مصرف می کنند در این دوره، 15 عدد است.


 آدامس ها 2 میلی گرم نیکوتین دارند؛ یعنی حداکثر 30 میلی گرم نیکوتین، هر 30 میلی گرم نیکوتین معادل 70 نخ سیگار می باشد و اکثرا" 15 تا هم نمی توانند بخورند و فوق آخرش همان 15 عدد است، باید با 1/4 آدامس شروع کنید و یکمرتبه هم نجوید، راه بسیار بسیار خوبی است و تا 3 ماه هم می توانید هر چه دلتان می خواهد آدامس بخورید، یعنی هر زمان که هوس سیگار کردید می توانید آدامس بخورید و در 3 ماه اول، هیچ محدودیتی برای تعداد مصرف آدامس ندارد  . . .


همانطور که آقای دکتر گفتند این قضیه خواست خداوند بود و کار خیلی راحت است و اگر یکمرتبه بدون نیکوتین خوراکی سیگارشان را قطع کنند، کارشان سخت می شود، آقای ویلیام وایت هم که نویسنده هستند می گفتند که با قطع یکدفعه ای تا 6 ماه نمی توانستند بنویسند و آقای دکتر نیز تا مدتها احساس می کردند که یک چیزی گم کرده اند، اما در روش DST اینگونه نیست.


در پایان جلسه 13 نفر از عزیزان مسافر، گل رهائیشان را از دستان پر مهر آقای مهندس دژاکام دریافت نمودند و رسما" وارد سفر دوم شدند، بدین ترتیب آمار رها یافتگان از آغاز سال 91 در قسمت آقایان مسافر 64 نفر و در قسمت خانم های مسافر 4 نفر و در مجموع به 68 نفر رسید.


منبع: وبلاگ لژیون همسفر معصومه رحیم پور